خرید بک لینک
فرشته دستش راستش را به سینه ی پیر مرد نزدیک کرد. و ناگهان صدای فرشته پر طنین تر و قدرتمند تر از پیش شد. - - تو را من قبض روح خواهم کرد پیامبر خدا. دست و پای پیر مرد شروع به لرزیدن کرد. نیروی پیشینی که احساس می کرد به آرامی عقب رانده شد و در برابرش نوری عظیم و قدرتی ماورایی احساس کرد. حتی سر

برچسب: نویسنده: بنیامین پورحسین تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 23:20

توی خیابان ها قدم می زنی و چیزی زیر لب زمزمه می کنی.هنوز هم نمی دانی چیزهایی که می خواندی از کجا توی ذهنت جا پیدا کرده بودند.شاید مثل فیلم رزونانس* یکی از خودت توی دنیای دیگری این ها را حفظ کرده و حالا دنیای در حال فروپاشی دارد تجربه ها را یکی می کند که قیامت برپا شود و به هزار احتمال و ... قضاوت شو

برچسب: نویسنده: بنیامین پورحسین تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 14:58

یه سالی می شه که دارم توی ذهنم نوشتن یه کتاب دفاع مقدس رو بالا پایین می کنم.اما مشکل اینجاست که هر چی جلوتر می رم بیشتر به سخت بودن ماجرا پی می برم.از اینکه واقعا توی فلان عملیات شکست خوردیم یا نه بگیرید تا انتخاب شهید یا عملیاتی که بر اساسش بنویسم.بعد از طرفی حجم کتابای بی در و پیکر موجود رو نیگا م

برچسب: نویسنده: بنیامین پورحسین تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 1:07

خبر به دورترین نقطه جهان برسدنخواست او به من خسته - بی گمان - برسدشکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودتکسی که سهم تو باشد به دیگران برسدچه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمربه راحتی کسی از راه ناگهان برسد...رها کنی برود از دلت جدا باشدبه آن که دوست تَرَش داشته به آن برسدرها کنی بروند و دو تا پرنده شو

برچسب: نویسنده: بنیامین پورحسین تاريخ: جمعه 2 تير 1396 ساعت: 23:25

سلام. خیلی وقته شعر نگفتم. ولی خب شادروان زارع دوباره هوس شعر داد به سرمون. نمی دونم خوب شده یا نه، ولی خواستم بخونیدش :) نسیم خبر آورد که حال تو خوب است نشسته ای به کناری و عشق میریسی

برچسب: نویسنده: بنیامین پورحسین تاريخ: جمعه 2 تير 1396 ساعت: 23:25

صفحه بندی